به گزارش شهرآرانیوز؛ اگرچه اهل بیت (ع) جملگی یک مأموریت و رسالت را بر عهده دارند، اما این مأموریت در برهههایی سختتر و راهبردیتر و تاریخسازتر شده است؛ مثل کاری که امام عسکری (ع) انجام دادند و در آن خفقانبن یعباس (ع) هم از جان منجی موعود (عج) حفاظت و هم شیعه را آماده ورود به عصر غیبت کردند؛ دورانی پرفتنه و چالش که اگر نبود تدابیر امام یازدهم (ع) چهبسا از شیعه جز نام باقی نمیماند. درباره آنچه ایشان انجام دادند و برکاتی که برای تاریخ رقم زدهاند، با حجتالاسلاموالمسلمین قاسم سوری، استاد حوزه و دانشگاه، مشاور و روانشناس و فعال فرهنگی گفتوگو کردهایم.
با بررسی مرور موقعیت زمانی حیات و امامت امام حسن عسکری (ع)، درمییابیم که ایشان در دو بعد رفتار میکردند. اولین بخش تقیه بود؛ چرا که عصر حیات ایشان به عصر قیام مهدی معروف بود و پیروان حضرت معتقد بودند بعد از امام حسن عسکری (ع) فرزند ایشان منجی عالم بشریت خواهند آمد؛ به همین دلیل امام (ع) از مردم فاصله گرفتند تا حکومت عباسی به بیت و روابط ایشان حساس نشود و تهدیدی متوجه وجود مقدس حضرت ولیعصر (عج) نباشد.
دومین بخش مبارزه حضرت پنهان بود که به واسطه همین، امام (ع) دو مرتبه به زندان افتادند. تعبیر تقیه، ناخودآگاه این معنا را متبلور میسازد که ما فضای عمومی داریم و فضای خاصی نداریم که بخواهیم شیعه را پررنگ کنیم. در فضای تقیه ارتباط با اهلسنت پررنگتر دیده میشود. وقتی شما عملا فریاد میزنید که شیعه هستید و شیعیان دوروبر شما هستند، تفاوتهای عبادی با اهلسنت در رفتارتان تبلور مییابد، لذا امام عسکری (ع) تلاش میکردند با تقیه و با رویکرد فرامذهبی، بیشتر روابط انسانی را مطرح و نهادینه کنند.
ارتباط امام عسکری (ع) با اهلسنت بیشتر از دیگر ائمه (ع) بود؛ گرچه بهطور کلی سیره همه امامان (ع) ما این بوده است که مذاهب دیگر خصوصا اهل سنت را محترم بشمارند؛ چنانکه امام صادق (ع) میفرمایند: «به عیادت بیماران آنها بروید، در نماز جماعتشان شرکت و با آنها همکاری کنید». سیره و رفتار امام حسن عسکری (ع) به گونهای نبود که التهابی بین شیعه و سنی باشد و امام خواسته باشد آن را تلطیف کند.
بخش اعظم سیره و حیات بابرکت امام حسن عسکری (ع) مربوط به عصر بسیار سختی است کهبنیعباس منتظر امام زمان (عج) هستند، لذا بیشترین فعالیت امام حسن عسکری (ع) در سایه تقیه انجام میشود تا مسئله ولادت امام مهدی (عج) پررنگ نشود و آسیبی نبینند. فعالیت تقریبی عیان و آشکاری از ایشان ثبت نشده است، ولی امام حسن عسکری (ع) دقیقا مثل تمام ائمه (ع) در زمینه تقریب مذاهب و توجه به اهلسنت، یک تفکر و عمل داشتند.
صحبت از تقیه در آن زمان، به این معنا نیست که حضرت، رفتارهای مبارزاتی خود را تعطیل کرده باشند. همانگونه که میدانید، امام حسن عسکری (ع) تنها ۲۸سال عمر کردند و در بیستسالگی نامهای به عبدا... بنطاهر نوشتند و در نامه از خلیفه وقت، شکایت و بیان کردند انشاءا... این آدم طغیانگر را ساقط کند. این نامه در زمانی نوشته شد که ایشان هنوز به امامت نرسیده بودند و امامهادی (ع) در قید حیات بودند.
امام حسن عسکری (ع) گروههای مبارز شیعی را سازماندهی میکردند، اما هیچگاه منزل خود را مرکز رفتوآمد برای این امور نمیکردند؛ چون این امر میتوانست حساسیت حکومت را زیاد کند و مسئله ظهور و به دنیا آمدن دوازدهمین امام (عج) تحتتأثیر قرار بگیرد. باوجود تقیه و پنهان بودن فعالیتهای سیاسی حضرت، اما معسکری (ع)، ایشان را برای کنترل، در یک موقعیت نظامی قرار دادند که به همین دلیل به «عسکری» معروف شدند.
با وجود آنکه در روایات شیعه از امام حسن عسکری (ع) بهعنوان پدر امام دوازدهم نام برده شده بود، امام عسکری (ع) بروز نمیدادند که قصد بچهدار شدن دارند؛ به همین دلیل تولد امامزمان (عج) از امور خفیه بود و علائم بارداری در مادر بزرگوار ایشان (حضرت نرجسخاتون (س)) تا هنگام ولادت دیده نشد! لذا تقیه در سیره امامعسکری (ع) به معنای پنهان کردن ولادت امام مهدی (عج) بود، نه الزاما تقیه در همه بخشهای دینی و مبارزاتی.
چه قبل از تولد امام زمان (عج) و چه بعد از آن، امام عسکری (ع) به شیعیان خاص خود مطالب مهدوی را منتقل و یاران خویش را برای این امر آماده میکردند؛ با نایبان خاص امام زمان (عج) ارتباط داشتند و به آنها میگفتند فرزند من میآید و آنها را به عنوان اصحاب مهدی (عج) تربیت میکردند؛ برای مثال عثمانبن سعید نخستین نایب خاص امام مهدی (عج)، از یاران امام حسن عسکری (ع) بودند.
امام حسن عسکری (ع) تا تاریخ هشتم ربیعالاول سال۲۶۰ هجریقمری که به شهادت رسیدند، شدیدا در حال سازماندهی شیعه بودند، اما آن را فریاد نمیزدند و علنی نمیکردند و تنها به یاران خاص خود میگفتند، حتی برخی شیعیانی که از دایره اعتماد دور بودند، وقتی امام حسن عسکری (ع) از دنیا رفتند، گمان میکردند که حضرت مهدی (عج) به دنیا نیامده یا امام زمان، فرد دیگری است کمااینکه وقتی جعفر کذاب میخواست بر پیکر امام حسن عسکری (ع) نماز بخواند، مردم گمان میکردند وی امام است؛ چون فقط خواص شیعه از وجود مقدس حضرت حجت (عج) مطلع بودند و ایشان را دیده بودند.
امام عسکری (ع) بهصورت شبکهای یاران خود را تعلیم میدادند. در لحظه خواندن نماز بر بدن مطهر ایشان، امام زمان (عج) لحظهای آمدند، عموی خود را کنار زدند و بیان کردند: «من باید نماز را بخوانم». او نیز با وجود آنکه حضرت مهدی (عج) کودکی بیش نبود، تحتتأثیر قرار گرفت و کنار رفت تا حضرت صاحبالزمان (عج) نماز را بخوانند.
امام زمان (عج) بعد از اتمام نماز از چشمها پنهان شدند و هیچ فردی ایشان را ندید. ارتباط امام مهدی (عج) با جامعه در عصر غیبت صغری، بهواسطه برخی شیعیان و نمایندگان حضرت (عج) ادامه یافت، اما با شروع عصر غیبت کبری، این علما بودند که نیابت عام امامزمان (عج) را عهدهدار شدند.
از القاب امام عسکری (ع)، «زکّی» به معنای تزکیهشده است. فرد تزکیهشده یعنی انسانی که مسیر زندگی خود را بر مدار ریزش رذایل و جذب فضایل تنظیم میکند. ما برای تزکیه شدن ابتدا باید دفع رذیله کنیم و سپس جذب فضیله. آنچه در سیره امام حسن عسکری (ع) خیلی پررنگ است، توصیههای اخلاقی ایشان است. حضرت شدیدا برای تثبیت حق، یاران خود را توصیه به خودسازی درونی میکردند؛ چون تثبیت حق بدون تزکیه صورت نمیگیرد.
امام عسکری (ع) بهشدت بر جهلزدایی تأکید داشتند و به یاران خود توصیه میکردند که به شیعیان ما بگویید مواظب حال و تقوای درون خویش باشند. اصولا زمینه ظهور مهدی فاطمه (عج) با اصلاح درون فراهم میشود. امام راحل (ره) نیز میفرمودند: «منتظران مصلح، خود باید صالح باشند». امام حسن عسکری (ع) این فراز را همیشه در ادبیات و رفتار خود مدنظر قرار میدادند و به غیر از زبان و در عمل، این مهم را به مردم منتقل و به مسیر حق دعوتشان میکردند و این درسی مهم برای منتظران امام زمان (عج) است.